كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1038

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نظم به بحر مكرمتش هركه درّ ايمان يافت * اگرچه غرق گناه است مىرود به بهشت امّا بازماندگان را كه به واسطهء حجاب ارتياب از مشاهدهء انوار آن آفتاب غافلند نه چنان و چندان اضطراب مىشود كه نهايت بيان به بدايت شرح شمه‌اى از آن رسد . القصّه حضرت صاحب‌قران بعد از يورش هفت ساله كه معظمات ممالك ربع مسكون را تسخير و تصرّف نموده به مستقرّ دولت عود فرمود و هنوز پنج ماه تمام نگذشته بود كه به صدق همّت متوجه تدارك و تلافى جرايم و زلّات گذشته گشته خواست كه عنان اهتمام از صوب اغراض دنيوى برتابد و باقى عمر از براى عمر باقى دريابد . بيت دلا بكوش كه باقى عمر دريابى * كه عمر باقى ازين عمر مختصر يا بى و بدين نيّت عزم غزو كفّار جزم كرده متوجه غزاى بت‌پرستان آن ديار شد . مصرع به نوعى كه مشروح مذكور گشت و در اثناى آن‌كه خطهء اترار از فروغ قبهء چتر آفتاب نگار رشك طارم فيروزه حصار گشته بود ، چهار شنبه عاشر شعبان عارضه‌اى به ذات بزرگوار اسكندر روزگار ، فريدون جهاندار ، راه يافت . مصرع چه راه يافت كه اى كاش راه گم كردى حرارت اشتداد يافته مؤدّى به مرض قوى شد و مزاج از جادهء اعتدال عدول نمود و امراض مختلفه مخوفه جمع آمد كه از معالجهء يكى ديگرى قوى مىشد . اطبّا از علاج عاجز گشتند . نه انواع معالجت نافع و نه موادّ امراض راجع شد . مرض چون